ضمیمه‌ای درباره ایران برای مانیفست ۲۰۲۶

ما، شهروندان اروپا، در این نهم مه ۲۰۲۶ دربارهٔ جنگ تهاجمی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران نیز سخن می‌گوییم؛ جنگی که در آغاز ماه مارس در نقض حقوق بین‌الملل آغاز شد و اکنون در حال تبدیل شدن به آتشی فراگیر در سراسر خاورمیانه است.
ما با ناباوری می‌بینیم که ایالات متحده و اسرائیل با چه میزان خودسری اکنون جنگ‌ها را آغاز می‌کنند: بی‌دلیل، بدون تهدیدی فوری و بدون هیچ بهانه‌ای — چنان‌که حتی پنتاگون نیز بدان اذعان کرده است — و آن هم در میانهٔ مذاکرات.


حقوق بین‌الملل بیش از همه از سوی همان کشوری زیر پا گذاشته می‌شود که همواره به خود می‌بالد «تنها دموکراسی خاورمیانه» است. این وضعیت پیش‌تر در غزه نیز چنین بوده است و اکنون این هراس و فاجعه به سراسر خاورمیانه گسترش می‌یابد.


همچنین ما را ریاکاری و معیارهای دوگانهٔ وصف‌ناپذیر رسانه‌های غربی بهت‌زده می‌کند؛ رسانه‌هایی که گویی هر بی‌عدالتی‌ای که از سوی اسرائیل یا ایالات متحده انجام شود، مصون و مقدس شمرده می‌شود و از هرگونه نقدی در امان است، چنان‌که گویی اسرائیل و ایالات متحده خود را فراتر از حقوق بین‌الملل می‌دانند.


صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، آشکارا می‌گوید که حقوق بین‌الملل در مورد ایران صدق نمی‌کند.


در همین حال، تبعیدیان ایرانی — که در عمل همان حلقهٔ ساواک و ساختار قدرت رژیم پیشین شاه هستند — به‌عنوان «مبارزان آزادی ایران» در برابر دوربین‌ها نشانده می‌شوند.


و انسان ناگزیر است رسانه‌های خارجی را دنبال کند تا دریابد که در ایران مسئله صرفاً به دموکراسی یا حقوق زنان محدود نمی‌شود، بلکه رضا پهلوی به ایالات متحده پیشنهاد داده است که اگر او را به‌عنوان حاکم ایران بر سر کار بازگردانند، یک تریلیون دلار در اختیار آنان قرار خواهد داد.


چه اندازه شرم‌آور است که در اروپا بر چنین موضوعی پردهٔ سکوت افکنده می‌شود.


ما، شهروندان اروپا، از ایدئولوژیک شدن تقریباً کامل بسیاری از رسانه‌های غربی — به‌ویژه در آلمان — عمیقاً ابراز تأسف می‌کنیم.


ما، شهروندان اروپا، دست دوستی به سوی همهٔ کسانی در ایران، در جهان عرب و در منطقهٔ خلیج فارس دراز می‌کنیم که اکنون در اثر جنگ و ویرانی کشته، زخمی یا گرفتار رنج و مصیبت شده‌اند و به آنان می‌گوییم:
ما در حال کار برای اروپایی دیگر هستیم.
اروپایی بی‌طرف که از ناتو خارج می‌شود.


اروپایی که در برابر صهیونیسم سد می‌نهد.
اروپایی که به «پکس آمریکانا» پایان می‌دهد.
اروپایی که دست همکاری به سوی همهٔ کشورهای بریکس دراز می‌کند.
اروپایی که به خودبرتربینی، غرور، خودخواهی و تکبر خویش پایان می‌دهد.


اروپایی که بار دیگر شایسته آن باشد که در آن سرود اروپایی سمفونی نهم بتهوون طنین‌انداز شود:
«همهٔ انسان‌ها برادر خواهند شد…»

image_print